تبليغاتX
این وبلاگ تقدیم می شود به همه شما عزیزان

این وبلاگ تقدیم می شود به همه شما عزیزان

%$به خصوص عاشقان دل شکسته لذت ببرید. (شکست خوردگان عشقی)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:28  توسط مهدی و م ....  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:28  توسط مهدی و م ....  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:27  توسط مهدی و م ....  | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:27  توسط مهدی و م ....  | 

نتمتا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:24  توسط مهدی و م ....  | 

نت

maryam.jpg

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:15  توسط مهدی و م ....  | 

هع

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 11:7  توسط مهدی و م ....  | 

تا

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1385ساعت 10:57  توسط مهدی و م ....  | 

عاشق

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:37  توسط مهدی و م ....  | 

+ نوشته شده در  شنبه دهم تیر 1385ساعت 15:33  توسط مهدی و م ....  | 

خودم

تو


  تن  تو  ظهر  تابستون  و  به  یادم   میاره         
  رنگ چشمای تو بارونو به یادم  میاره
 
         وقتی نیستی زندگی فرقی بازندون نداره         
قهر تو  تلخی  زندونو  به یادم  میاره
 
 

من نیازم تو رو هر روز دیدنه        از لبت دوست دارم شنیدنه
 
 
تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می زنه
 
تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های منه
 
تو مثه خواب گل سرخی لطیفی مثه خواب
 
من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه
 
 


من نیازم تو رو هر روز دیدنه       از لبت دوست دارم شنیدنه
 
 
           تو مثه وسوسه شکار یک  شاپرکی          
 تومثه شوق رها کردن یک بادبادکی
 
       تو همیشه مثه  یک  قصه  پر حادثه ای         
تومثه شادی خواب کردن یک عروسکی
 
 


من نیازم تو رو هر روز دیدنه         از لبت دوست دارم شنیدنه
 
 
تو قشنگی مثه شکلایی که ابرا می سازن
 
گل های اطلسی از دیدن تو رنگ می بازن
 
اگه  مردای  تو  قصه  بودنن تو اینجایی
 
برای بردن تو با اسب بالدار می تازن
 


من نیازم تو رو هر روز دیدنه        از لبت دوست دارم شنیدنه

 

 
 
با تشکر از مدیر محترم گروه و همه شما عزیزان ترانه ای
 
           آواره تو
                            
   ديوانه عشق   
 
                               خلخال          

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 13:58  توسط مهدی و م ....  | 

بس غصه نداره

 
Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic

 
-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-+-
اي خــــــــــــــدا............ آنکه در تنهاترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت.... در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار..........
 
چه جوابم بدهي ... چه جوابي ندهي چه مرا ياد کني... چه براني از خود من تو را ميخواهم چه تو باشي يانه تو مجازات مني .. به عذابي شيرين
 
 
تکيه به شونه هام نکن  من از تو افتاده ترم ما که به هم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم کي گفته بود به جرم عشق يه عمري پرپرت کنم حيف تو نيست کنج قفس چادر غم سرت کنم من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها نه برده اي حلقه به گوش نه ناجي فرشته ها من عاشقم همين و بس غصه نداره بي کسيم قشنکيه قسمت ماست که ما به هم نمي رسيم

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 13:56  توسط مهدی و م ....  | 

عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من

سالها بود که در مزار تنهاييم خفته بودم
ناگاه با مشتي آب سرد برروي مزارم برآشفتم
بوي چند شاخه گل مريم مشامم را نوازش داد
بعد از سالياني احساس کردم نمرده ام!
دختري سياه پوش برسر مزارم فاتحه ميخواند
وجودم به لرزه افتاد
او که بود؟؟
آيا او هماني بود
که با دستانش مرا به قعر خاک تبعيد کرده بود؟
خاطرات در برابرم صف کشيدند
موهاي خاک خورده ام را
ميان دستان استخواني ام فشردم
حفره خالي چشمانم لبريز از اشک شد
احساس مرگ و زندگي بر قلبم چنگ ميزد
ميان دلهره و ترديد دختر سياه پوش رفت
ولي هنوز خاطراتي که در ذهنم بر آنها
 
مهر باطل زده بودم در برابرم نقش مي بستند
آه چه غم انگيز بود خاطره روز مرگم



عشق اگر با تو بيايد به پرستاري من


شب هجران نکند قصد دل آزاري من


روزگاري که جنون رونق بازارم بود


تو نبودي که بيايي به خريداري من

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 16:52  توسط مهدی و م ....  | 

کدوم غریبه

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 16:50  توسط مهدی و م ....  | 

با غم دوریت چه کنم

حال معشوق

        پرستو در دلم آواز سر داد        

  مرا از عشق وشيدايی خبر داد

   بگفتا ای عزيز خود شناسی   

  چرا از حال معشوقت نپرسی

 تو که از يار خود غافل نبودی    

 تو که از وصف او حرمان نبودی

 تو که عشقت همه دشت و دمن را

 همه ماه و زمين و کهکشان را

 تو که پندت همه پير و جوان را

 همه دفتر همه ديوارها را

     تو که در آسمان جز او نبينی       

 تو که در آفتاب رويش بديدی

       بگفتا من به يارم عشق دارم       

  من از هجرش دمی آسان نخوابم

         اگر بينی که از عشقش چو نالم        

 اگر در شرح او بی تاب هستم

                بدان از دوريش تابم رميده                

 که جان و روح را از ياد برده

              بدان در عشق او بی انتهايم                 

 بدان از مهر او بيمار گونم

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 20:9  توسط مهدی و م ....  | 

نه فرصت ها می تواند عشق مرا تغییر دهند،

          بيا حوالي يك گل ز عشق خانه بسازيم

 

                براي غربت گنجشك آشيانه  بسازيم

 

                 بيا سپيده كه آمد صدا كنيم خدا را

 

               و تا افق برسانيم دست سبز دعا را     

 

       

           

نه فرصت ها می تواند عشق مرا تغییر دهند،      Chance cannot change my love

و نه گذشت زمان می تواند آسیبی به آن برساند.         Nor time impair

 

 

 

 

 
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 20:8  توسط مهدی و م ....  | 

عاشق

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم خرداد 1385ساعت 20:1  توسط مهدی و م ....  | 

بی ...........

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 13:9  توسط مهدی و م ....  | 

غریبه

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 13:7  توسط مهدی و م ....  | 

من تنهام

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 13:5  توسط مهدی و م ....  | 

کاغذ پاره

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 13:1  توسط مهدی و م ....  | 

بوس

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 12:57  توسط مهدی و م ....  | 

مرغ سحر

شاید همه شما با آهنگ "مرغ سحر"  آشنا باشید. در این قسمت شما همه چیز را درباره این آهنگ و پدید آورندگان آن خواهید دانست. به اضافه اینکه، از شنیدن و دیدن اجراهای مختلف "مرغ سحر" لذت خواهید برد.

شعر : ملک الشعرا بهار

آهنگ: مرتضی ني داوود

خوانندگان: قمرالملوک وزیری، ملوک ضرابی ، شجریان ، هنگامه اخوان ، نادر گلچين ، فرهاد ، فاضل جمشيدی و ...

سال آفرينش: ۱۳۰۴

 دستگاه: ماهور

مرغ سحر ناله سر کن ................ داغ مرا تازه تر کن!
زآه شرر بار ، اين قفس را ............ برشکن و زير و زبر کن
بلبل پر بسته ز کنجه قفس درآ ..... نغمه آزادی نوع بشر سرا
وز نفسی عرصه اين خاك توده را .. پر شرر كن !

ظلم ظالم ، جور صياد .................... آشيانم داده بر باد
اي خدا ، اي فلك ، اي طبيعت .......... شام تاريك ما را سحر كن

نوبهار است ، گل به بار است .......... ابر چشمم ، ژاله بار است
.................. اين قفس چون دلم تنگ و تار است ..................
شعله فكن در قفس اي آه آتشين ..... دست طبيعت گل عمر مرا مچين
جانب عاشق نگه اي تازه گل از اين ... بيشتر كن ، بيشتر كن ، بيشتر كن
مرغ بي دل ، شرح هجران ............... مختصر ، مختصر كن ، مختصر كن
بند دوم
عمر حقيقت به سر شد ................. عهد و وفا بي اثر شد
ناله عاشق ، ناز معشوق ............... هر دو دروغ و بي ثمر شد
راسته و مهر و محبت فسانه شد ..... قول و شرافت همگي از ميانه شد
از پي دزدي ، وطن و دين بهانه شد .. ديده تر كن!

جور مالك ، ظلم ارباب ................... زارع از غم گشته بي تاب
ساغر اغنيا پر مي ناب .................. جام ما پر ز خون جگر شد
اي دل تنگ ناله سر كن ................. از مساوات صرف نظر كن

ساقي گلچهره بده آب آتشين ........ پرده دلكش بزن اي يار دلنشين
........................ ناله بر آر از قفس اي بلبل حزين ........................
كز غم تو ، سينه من ...................پر شرر شد ، پر شرر شد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 12:56  توسط مهدی و م ....  | 

عاشق

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 12:54  توسط مهدی و م ....  | 

دلبر

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 12:50  توسط مهدی و م ....  | 

بی تفسیر

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 12:46  توسط مهدی و م ....  | 

وقتی نیستی این نگاه عاشق و از کی

 

چشمای غمگینتو وا کن ببینم نازنین
چرا دل شکسته ای برات بمیرم نازنین
پشت پلکای تو بارون داره نم نم می باره
بارونی نشه چشات ، بی تو غریبم نازنین
من دوسِت دارم و تو ، چشمای نازنینت می میرم
وقتی نیستی این نگاه عاشق و از کی بگیرم نازنین
شونه هام پیش کش تو ، ارزونیه دلواپسیت
هر چقدر دلت می خواد گریه بکن ، به پات می شینم نازنین
عاشقونه عاشقی کن که تو دنیای دلت
واسه مهربونیات یه عمر، اسیرم نازنین
از تموم دار دنیا تو فقط موندی واسم
دستای خوب تو بود ، که شد نصیبم نازنین
عاشق چشمای تو ، چشمای تنهای منه
دوست دارم که بدونی ، عاشقترینم نازنین
شونه هام پیش کش تو ارزونیه دلواپسیت
هر چقدر دلت می خواد گریه بکن ، به پات می شینم نازنین...
 
قصه داره تموم میشه ، مثل تموم قصه ها
فقط واسم دعا کنین ، اول خدا بعدم شما ...

 

           آرزومند آرزوهاتون                مهدی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم اردیبهشت 1385ساعت 11:11  توسط مهدی و م ....  | 

مهتاب می سوزد

معنی دوستت دارم یعنی چه؟
د ) : داشتن تو ، حتی برای لحظه ای ، به تمام عمر بی کسی ام)
می ارزد . همچون دیوانه ای که لحظه ای داشتن را در تمام رویاهایش باور می کند .
( و ) : وابسته ی تپش های قلب عاشقت هستم که به روح ساکن من حیات می بخشد .
( س ) : سرسپرده ی برق نگاه توام ، لحظه ای که مرا در آغوش گرمت میهمان کنی .
( ت ) : تک ستاره ی شبهای بی فانوسم شدی روزی که از خدا تکه ای نور طلب کردم .
( ت ) : تپش های قلبم در گرو عشق توست که در رگهای زندگیم جاریست .
( د ) : دوری از تو را باور ندارم ، حتی در رویا ، که من ذره ای از وجود عاشقت گشته ام .
( ا ) : آرام دل بیقرار و عاشقم در چشمان روشن تو موج می زند ، وقتی به دریای نا آرام اشکهایم می نگری .
( ر ) : راز مرگ دلتنگی هایم ، روزیست که دستان گرم تو پناه دستان سرد و بی نصيبم باشد .
( م ) : مهتاب می سوزد ، تا ابد ، در آتش عشقت . که درد را به جان خریده است در بازار عاشقی



 
فكر ميكنيد از شش ميليارد انسان
روي كره ي زمين چند نفر معني دوست داشتن را مي دونند
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 15:38  توسط مهدی و م ....  | 

گل عزیز است غنیمت شمارش صحبت

 

هر كه  رفت ....
 
پاره ای از دل ما را باخود برد ....
 
اما اوکه با ماست ....
 
اوکه نرفته است ....
 
از اوبپرسید ....
 
که چه میکند با دل ما
 

 

 
گل عزیز است غنیمت شمارش صحبت                            که به باغ آمد از این راه واز آن راه خواهد شد



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1385ساعت 15:35  توسط مهدی و م ....  | 

اینم برای دل خودم

Join Me @ MHO
 
 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 13:50  توسط مهدی و م ....  | 

تنها با من

وقتی که درایوان دلتنگی هایت می نشینی  وقتی که در پشت یک
 
پنجره بارانی , بی هوا شاعر می شوی کسی هست که می شود به
 
او پناه برد.کسی که در شب می توان دلتنگی ها را با او قسمت کرد
 
نگاهت را از سنگفرش های خیس و سرد کوچه های باران زده
 
جدا کن. می توان از تاریکی ها گذشت. می توان  خود  را  در
 
کوچه های سبز باور دوباره یافت.یک نفر هست, شب دلتنگیت
 
را با او قسمت كن
 
تنها با من
 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم فروردین 1385ساعت 13:40  توسط مهدی و م ....  | 

دليل بسيار محكم براي اينكه به زن بودن

28 دليل بسيار محكم براي اينكه به زن بودن
 خود افتخار كنيد:
 
1-     نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.
2-    هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و
 هيچ كس هم از شما ايرادنمي‌گيرد( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).
3-   تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و
 ابروي شما را ستوده اند.
4-   مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا
 بخريد.
5-    به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
6-    عمرتان بسيار طولاني است.
7-   آنقدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.
8-   هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كمتر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9-   هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10-   بزرگ شده ايد و كمتر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز
 كرده و كركري مي خوانيد.
11-    ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12-  عشق و هنر ابداع شماست.
13-  هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14-  از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالاحالاها بايدبدوند تا به پاي شما برسند!
  15- بهشت زير پاي شماست.
16-  اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري
 قضيه حل است.
17-  هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد
 يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18-  هميشه تميز ونظيف و خوشبو هستيد.
19-  به وزنتان اهميت مي دهيد و شكمتان جلوتر از خودتان وارد اتاق نمي شود.
20- هميشه مقداري پول براي روز مبادا داريد كه جز خودتان هيچ كس از جاي آن خبر ندارد.
21-  مجبور نيستيد از اين خانه به آن خانه برويد و خواستگاري كنيد، مثل خانمها در خانه
 مي‌نشينيد تا ديگران با كلي منت و خواهش و التماس و گل و هديه!!! از شما اجازه ي حضور
 بگيرند.
22-   مي‌توانيد موهايتان را بلند يا كوتاه كنيد و هر نوع لباسي كه دوست داشتيد بپوشيد از
شلوار تا دامن... و هرنوع كفشي را بپسنديد به پا كنيد از اسپرت تا پاشنه سه سانتي و بالاتر.
23- مجبورنيستيدبارهاي سنگين را جابه جا كنيد يا تن به مشاغل سخت و پايين بدهيد چراكه
 شما يك خانم هستيد!.
24-   حق تقدم با شماست.
25-  مرد از دامن شما به معراج مي رود.
26- هرگز از فرط خشم نعره نمي كشيد و از فرط حسادت كبود نشده و خون راه نمي اندازيد.
27-  نيم بيشتر صندلي هاي دانشگاه ها را شما تصاحب كرده ايد.
28-ضعيف كش نيستيد و دق و دلي رئيس اداره تان را در خانه خالي نمي كنيد.
... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود
 افتخار كنيد

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 13:0  توسط مهدی و م ....  | 

> دليل محكم براي اينكه به مرد

 
> دليل محكم براي اينكه به مرد
 بودن خود افتخار كنيد!
1-     هميشه از نام خانوادگی شما استفاده می شود
2-   مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است
3-   براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4-    در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5-   دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6-   جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7-   لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8-    ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9-   همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10-   اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11-    رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12-  با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13-  وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14-  بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست ومقامي را داشته باشيد.
16-  حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17-  ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18-  ... و بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:59  توسط مهدی و م ....  | 

عشق دگر باشد کسی دلخسته نیست

 
باز شب آمد بدنها خسته شد
خستگان خفتند و درها بسته شد
جز در رحمت که هرگز بسته نیست
عشق دگر باشد کسی دلخسته نیست
شب است و سکوت است و ماه است ومن
شب و خلوت و اشک اه است و من
شبی چون سیه روزی ،روز من
شب و ناله استخوان سوز من
شب و ناله های نهان در گلو
شب و ماندن استخوان در گلو
من امشب خبر می کنم درد را
که آتش زند این دل سرد را
بگو بشکفد بغض پنهان من
که گل سر زند از گریبان من
مرا کشت خاموشی ناله ها
دریغ از فراموشی لاله ها
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:54  توسط مهدی و م ....  | 

از طرف یه دوست برای 3تا دوست خوب

بال هايت را کجا گذاشتي؟

پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نيستم. تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي. پرنده گفت : من فرق درخت ها و آد م ها را خوب مي دانم. اما گاهي پرند ه ها و انسا نها را اشتباه مي گيرم. انسان خنديد و به نظرش اين بزر گترين اشتباه ممكن بود. پرنده گفت: راستي، چرا پر زدن را كنار گذاشتي؟ انسان منظور پرنده را نفهميد، اما باز هم خنديد. پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد. انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي كه نمي دانست چيست. شايد يك آبي دور، يك اوج دوست داشتني. پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است . درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود. پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد . آنگاه خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي. راستي عزيزم، بال هايت را كجا گذاشتي؟ انسان دست بر شانه هايش گذا شت و جاي خالي چيزي را احساس كرد آنگاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست!!!!!
 
آرزومند آرزوهای خوب شما
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:52  توسط مهدی و م ....  | 

كاشكي از اين درياچه روزي بيرون شوم ..

كاش دنيا خانه مهر و محبت بود ... كاش مي توانستيم بي خيال و فارغ دست بگشاييم و همه را در آغوش بگيريم بي سختي ... كاشكي چشمهايمان خالي از ريا بود و حرفهايمان حرف باد و يك روز و دو روز نبود... ديگر جاي گله نيست ... من بدين بيمايگي ... بدين افسردگي نگاهها عادت مي كنم كم كم ... و چه بد است عادتهاي سنگي ...چه سبك شده است هستي پشت لبخندهاي دروغينمان ! كاشكي وزن بيشتري به روي شانه حس مي كردم ...
كاشكي از اين درياچه روزي بيرون شوم .. چشمه اي ... لب جويي ... و نگاه مهرباني كه تا آخرين روز زندگيم مهربان باقي بماند ... نه بماند حتي خشمگين ولي بمان
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:44  توسط مهدی و م ....  | 

نگاه

 
 
نگاهی که همیشه از آسمان دزدیده ام
و ستاره ای که هر شب با دستانم خاموش می کنم
باور رفتن ...
باور گذشتن ...
باور باز نیامدن ...
و ردپایی مانده بر امتداد چشمانی خسته
رویاهایی پر از التهاب
خوابهایی پر از تب
                  و چشمانی که خیال رفتن ندارند .....
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:43  توسط مهدی و م ....  | 

هر چي آرزوي خوبه ٬ ما ل تو

هر چي آرزوي خوبه ٬ ما ل تو
هر چي كه خاطره داري ٬ مال من
اون روزاي عاشقونه ٬ مال تو
اين شباي بي قراري ٬ مال من
منمو حسرت با تو ما شدن
تويي و بدون من رها شدن
آخر غربت دنياست مگه نه
اول دو راهي آشنا شدن
تو نگاه آخر تو ٬ آسمون خونه نشين بود
دلتو شكسته بودن ٬ همه ي قصه همين بود
مي تونستم با تو باشم مثل سايه مثل رويا
اما بيدارمو بي تو ٬ مثل تو تنهاي تنها
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 12:31  توسط مهدی و م ....  | 

رود مي نالد ...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:52  توسط مهدی و م ....  | 

از من بريده ای و صدايم نمی کنی

 
اون چقدر ساده ازم بريد ورفت
وانمود كرد كه من و نديد ورفت
همه گفتن اون ازت بي خبره
به خدا گريه هام وشنيد ورفت
كم كم حس كرد كه براش تكراريم يه عروسك جديد خريد ورفتUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
 
از من بريده ای و صدايم نمی کنی
چون درد در منی و رهايم نمی کنی
گم گشته ام ميان تماشای چشم تو
از اين جنون تلخ جدايم نمی کنی
هر شب چو باد می وزم از داغ ياد تو
آخه چرا؟ چه شد که دعايم نمی کنی
من آخرين پرنده گم کرده لانه ام
در آسمان خويش هوايم نمی کنی
امشب ميان کوچه تو را جار می زنم
اما تو باز رو به صدايم نمی کنیUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
تو رفتي و مرا در اين شب هاي غربت تنها گذاشتي
با دلي كه از عشق تو سرشار است
در كوچه باغ هاي بيقراري ام به دنبالت ميگردم
اما مي دانم كه ديگر رفته اي بر نمي گردي
و ميدانم كه
تو رفتي و من ماندم بدون توUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
 
عشقي كه نثار ره تو كردم
در سينه ديگري نخواهي يافت
زان بوسه كه بر لبانت افشاندم
شورنده تر اذري نخواهي يافت..Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
     برام دعا كنيد
 
 
 
    مهدی: تنهاي شبUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:51  توسط مهدی و م ....  | 

عشق مانند ويلون است موزيک آن ممکن است ٬

Angel

عشق مانند ويلون است موزيک آن ممکن است ٬

قطع شود ولی تارهای آن هميشه می ماند
عشق مانند جنگ است ،
 به راحتی شروع ميشود اما به سختی پايان میپذيرد
عشق تازه از زمين است و عشق کهنه از بهشت
وقتی عشق وجود داشته باشد
هيچ خانه ای کوچک نيست
عشق مانند جيوه در دست است ٬
اگر انگشتان خود را باز نگه داری می ماند
 ولی اگر دست خود را مشت کنی
از ميان انگشتانت فرار ميکند
عشق يعنی حمايت ٬
احترام و علاقه دو انسان به همديگر
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:47  توسط مهدی و م ....  | 

عشق يعني ترنم زيباي بارون

Hand-made Ivory Beaded Lily
 

اول پيشاپيش سال نو را خدمت همه شما عزيزان تبريك گفته و آرزوي روزهاي خوش و پر از موفقيت را براي همه دارم و اميد دارم همه اوناي كه مهربونشون يه روزي رفته مثل من دوباره برگرده مثل من.

در ضمن هر كسي از عشق يه تعبيري داره من هم سعي كردم تعبير خودم رو يه جورايي بهش آهنگ دادم تا ملموس تر و لطيف تر مثل خود عشق باشه. و اين عشق رو با تمام وجود تقديم به مهربان خودم مي كنم و اگرچه به او گفته ام بازهم مي گويم لحظه روييدن عشق را هزاران بار تقديم او مي دارم.

قربون همه شما دوستان عزيز سال نو مبارك

 
 
عشق يعني هورم نفس ، داغ ،داغ
عشق يعني بوييدن گل از لاي در باغ
عشق يعني التهاب التماس
عشق يعني مرواريد ،يه قطعه الماس
عشق يعني زلالي رود وجود
عشق يعني به درگاه يار به سجود
عشق يعني مستي از جام نگاه دوست
عشق يعني پستي رانده شدن از در دوست
عشق يعني صداي تيشه فرهاد
عشق يعني مجنون از ليلي به فرياد
عشق يعني گداختن در انتظار
عشق يعني خطر كردن با اختيار
عشق يعني ديدن خنده يار
عشق يعني سيل اشك ،بي اختيار
عشق يعني بودن لب روي لب
عشق يعني صبر لبالب
عشق يعني شرمساري ايوب
عشق يعني يوسف واسه يعقوب
عشق يعني دوست داشتن بي انتها
عشق يعني ايستادن و سوختن تا انتها
عشق يعني رنگ سرخ شقايق
عشق يعني پارو واسه قايق
عشق يعني ترنم زيباي بارون
عشق يعني نفير صداي كارون
عشق يعني همه زيبايي ديدن
عشق يعني خود نديدن ،يار ديدن
عشق يعني رنگين كمان را يك رنگ ديدن
عشق يعني بر عاشقي دم مسيحا دميدن
عشق يعني رنگ آبي آسمون
عشق يعني وسعت دريا مث مهربون

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 12:38  توسط مهدی و م ....  | 

ضدحال يعنی

ضدحال يعنی وقتی يه قرار لطيف تو اينترنت داری کانکت نشی!
ضدحال يعنی وقتی منتظر فيلم مورد علاقت هستی برق بره!
ضدحال يعنی بعد از کلی مصيبت که بابات برات موبايل ثبت نام کرده همه سيمکارتا بياد جز مال تو!
ضدحال يعنی روز تولدت
دوست پسرت
جلوی دوستات فقط يه شاخه گل بهت بده و تو هم جلو همه سوسک بشی!
ضدحال يعنی
دوست دخترت رو
بيرون با يه پسر ديگه ببينن!
ضدحال يعنی يه جلسه سر کلاس نری فقط همون يه جلسه استاد حضور غياب کنه!
ضدحال يعنی با شکم گرسنه بری تو صف ژتون تموم کرده باشن!
ضدحال يعنی يه هفته قبل از اينکه جشن تولد بگيری خاله مامانت فوت کنه!
ضدحال يعنی قبض تلفن بياد ....... تومن!
ضدحال يعنی بعد از کلی مخ زدن تو اينترنت همينکه بيای به نتيجه برسی اشتراکت تموم بشه !
ضدحال يعنی با.۹.۷۵ افتادن!
ضد حال يعنی يه مانتو خوشگل بخری همون روز اول گير کنه به صندلی پاره بشه!
ضدحال يعنی صبح ساعت ۷ بری سر کلاس استاد نياد!
ضدحال يعنی شرطی بيدل بزنی امتيازت بشه ۲۵!
ضدحال يعنی بعد اينکه کلی افه زبان اوومدی نمره زبانت بشه۱۰
ضدحال يعنی داداش کوچیکت ۲شاخه مودمو اشتباهن بزنه تو پريز برق!
ضد حال يعنی بری عروسی خانمها و اقايون جدا باشن!
ضدحال يعنی تو اتاقت فيلم نگاه ميکنی همينکه ميرسه جای.........مامان بياد تو!
ضدحال يعنی
هیستوری
پاک نکنی همه ايميلاتو داداشه فضولت بخونه!
ضدحال يعنی نفر ۱۱کنکور شدن!
ضدحال يعنی کارگردان شدن حنا مخملباف!
ضدحال يعنی کاندید شدن رفسنجانی برای انتخابات مجلس!
ضدحال يعنی خواننده شدن میناوند!
ضدحال یعنی حسنی امام جمعه ارومیه!
ضدحال يعنی پژو
آردی
!
ضدحال يعنی فیلم ژاپنی!
.ضدحال يعنی
کالر آی دی
داشتن!
ضدحال یعنی عشق یه طرفه!
ضدحال یعنی گل خوردن دقیقه ۹۰!
ضدحال یعنی صبح روزی که با دوستات میخوای بری کوه بارون بیاد!
ضدحال یعنی از سرویس دانشگاه جا موندن!
ضدحال یعنی با ماشین بابا جریمه شدن!
ضدحال یعنی سلام کنی جوابتو ندن!
ضدحال یعنی عینکت سر جلسه امتحان بیفته زمین بشکنه!
ضد حال یعنی سر جلسه امتحان خدکارت تموم بشه!
ضدحال یعنی با
دوست دخترت بری کافی
شاپ دخترخالتو ببینی!
ضدحال یعنی تاکسی سوار شی وسط راه بنزین تموم کنه!
ضدحال یعنی دفترچه تلفنتو گم کنی!
ضد حال یعنی اونیکه خیلی دوستش داری رو نتونی ببینی!

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 10:29  توسط مهدی و م ....  | 

دوست دارم

کليک براي نمايش تصوير با اندازه واقعي
+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 10:18  توسط مهدی و م ....  | 

آرزومند بهترين آرزوها براي شما مهربونا ...... باران

يك لحظه احساس كردم يكي داره صدام مي كنه و بهم مي گه آهاي فلاني
 
چرا انقدر تنها ؟؟!! نميخواي منو ببيني ؟؟؟
 
همون موقع رو به آسمان كردم وبا تمام وجود در درون خود فرياد زدم
 
اي مهربونترين مهربونا : تو اميد تمام لحظه هايم هستي ،
 
اگر تورا نداشتم كه واي به تمام زندگيم.........
 
اگر تنهاترين تنها شوم باز هم خدا هست .
 
 
 
آرزومند بهترين آرزوها براي شما مهربونا ...... باران
 
شاد و موفق باشيد .
 
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:44  توسط مهدی و م ....  | 

چشم تو چشمه شوق

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:37  توسط مهدی و م ....  | 

سلام برو بچ با حال ترانه ای

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:36  توسط مهدی و م ....  | 

دلم را جز تو كس دلبر نباشد

 
Click to view full size image
 

دلم را جز تو كس دلبر نباشد

به جز شور توام در سر نباشد
دل من را تو عمدا ميكني تنگ
كه تا جاي كس ديگر نباشد

نگه دار پیاده میشم ...!
 
به تو عادت کرده بودم
 
مثل گلبرگی به شبنم
 
مثل عاشقی به غربت
 
مثل مجروحی به مرحم
 
من که در گریزم از مرگ
 
به تو عادت کرده بودم
 
از سکوت و گریه شب
 
به تو هجرت کرده بودم

خداوندا !
به هر که دوست میداری بیاموز
که عشق از زندگی کردن بهتر است
و به هر که  دوست تر میداری
بچشان
که دوست داشتن از عشق برتر است
 
به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن کسی هست که عاشقانه تو را می نگرد و منتظر توست اشکهای تو را پاک می کند و دستهایت را صمیمانه می فشارد تو را دوست دارد فقط به خاطر خودت به یاد داشته باش هر وقت دلتنگ شدی به اسمان نگاه کن
و اگر باور داشته باشی می بینی ستاره ها هم با تو حرف میزنند
باور کن که با او هرگز تنها نیستی هرگز
فقط کافی است عاشقا نه به اسمان نگاه کني 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:31  توسط مهدی و م ....  | 

زيباي وحشي

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:26  توسط مهدی و م ....  | 

روشنی

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:25  توسط مهدی و م ....  | 

برای تو می نویسم .

Taranehha groups

سلام

برای تو می نویسم . تویی که مرا با عشق خویش خلق کردی .تویی که پرواز به من آموختی بدون بالی برای گشودن . پر پرواز به من دادی بی آنکه خویش بر بال هایم بنشینی و اوج گرفتنم را به نظاره روی. خلقم کردی از هیچ ولی دوباره ویرانم کن که خود طاقت ویران کردن ندارم . بی تو هیچم  و تو می دانی. تو می دانی وجودم را بر وجودت بنا نمودی و چه قصر سست بنیادی . قصری که تو بر دریاچه ی هوس ساختی و من بردشت نام آور عشق. تو ندانستی چه می کنی با قلب یخ زده ی من ومن می دانستم طریق دل بستن را.

می سرودم عشق را بی آن که بدانم قافیه را .

می کشیدم پروانه را بر بوم گونه هایت بی آن که بدانم شمع چیست.

دیگر گل را باور ندارم . نمی توانم آسمان را باور کنم.

رفتی....

                                           سفرت به خیر

Love You Sweetheart !Happy 4th Of July !You Light Up My Life ...Here Is 2 U ...
بوسه مگر چیست ؟
فشار دو لب
این که گنه نیست چه رو زو چه شب

 



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 13:23  توسط مهدی و م ....  | 

بچه ها برام دعا كنيد

اگرمعجزه مقدور است اگرقلبت پرازنوراست

اگرچشمم به جزچشمت به روي هركسي كوراست

اگرچون خستگان گشتم اگرهم خسته ات كردم

اگربي ميل بودي ومن به خودوابسته ات كردم

حلالم كن ,حلالم كنUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
 
دراين دنيا نكردم من گناهي Upgrade your email with 1000's of emoticon icons


فقط كردم به چشمانت نگاهي


اگر باشد نگاه من گناهي


مجازاتم بكن هر طور كه خواهي
Upgrade your email with 1000's of emoticon icons



 

 
 
 
 
زندگی اجبار است مرگ انتظار است عشق بک بار است

جدايي دشوار است فکر تو تکرار است
 
 
 
کاش گناهي کنم که مجازاتش

تبعيد به قلب تو باشه...Upgrade your email with 1000's of emoticon icons
 
 
 
 
بچه ها برام دعا كنيد
 
 
nightalonegirlUpgrade your email with 1000's of emoticon icons
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 12:21  توسط مهدی و م ....  | 

در غروبی غمگین

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 12:20  توسط مهدی و م ....  | 

چه بايد كرد؟

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 12:20  توسط مهدی و م ....  | 

آبی کوچک

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 12:18  توسط مهدی و م ....  | 

گفتم : تنهايی غم فراق است.

گفتم : عشق روشنايی زندگيست.

 گفتی : زندگی چيست؟

گفتم : زندگی سراب دل من تنهاست.

  گفتی : سراب چيست؟

گفتم : سراب فانيت اين دنياست.

  گفتی : دنيا چيست؟

گفتم : دنيا پژمرده گنجشک تنهاست.

  گفتی : تنهايی چيست؟

گفتم : تنهايی غم فراق است.

  گفتی : غم فراق چيست؟

گفتم : غم فراق غم دليست که زهجران ها پوسيده.

   گفتی : دل پوسيده زهجران چيست؟

<<<<<< گفتم : دل پوسيده ز هجران دل من است که از دوری تو به زار آمده >>>>>>

کاشکی می تونستم نفس کشيدن را باری ديگر

 با تو و در کنار تو حس کنم.

برای با تو نفس کشيدن در ميان شعله ها می سوزم...

 ولی...  تو...  ای غريبه...

???در دورترين نقطه به ياد کيستی؟؟؟

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 14:46  توسط مهدی و م ....  | 

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد لحظه های ویرانم را حس نکرد

                            

 تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست

تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست

تنهایی را دوست دارم زیرا ....

در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد...
شاید در سکوتی یا شاید در شبی سردو بارانی .....!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 14:44  توسط مهدی و م ....  | 

پشت میله های خاطرات دیروز

ایستاده ام
تنها
پشت میله های خاطرات دیروز
این جا
انگشت هایم را می شمارم
یک
دو
سه......
ودست های تو در هم فرو رفته اند
تو
غزل را مشت مشت به حراج گذاشتی
که مهربا نی ات را ثابت کنی
ولی...
ولی نفهمیدی که من
آن سوی خیابان
انتظارت را می کشم
تو بی وقفه فریاد کشیدی...
ومن
دیگر آزارت نمی دهم
زین پس
قصه هایم را برای هیچ کس تعریف نمی کنم
مطمئن باش...
هنوز هم قافیه را به چشمان تو
می باز
مطمئن باش
دوست دارم كه از عشق سوزان تو بميرم

همه هستی من آیه تاریکیست

که تو را در خود تکرار کنان

به سحرگاه شکفتنها و رستنهای ابدی خواهد برد

من در این آیه ترا آه کشیدم آه

من در این آه ترا

به درخت آب و آتش پیوندزدم

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند 1384ساعت 14:40  توسط مهدی و م ....  | 

اینم بچهگی منه البته این عکسو سرقت کردم

 اینم عکس بچه گیهام........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:23  توسط مهدی و م ....  | 

عشق را مي توان ديد و

عشق را مي توان ديد و
لرزش دل را فهميد ،
عشق را مي توان بوييد و
تندتر تپيدن دل را شنيد ،
عشق را مي توان لمس كرد و
دوست داشتن را فهميد ،
عشق را مي توان بلعيد و
عاشق شد!!!

 

من نمي دانم چرا مانند تو
مانده ام يکجا و درجا مي زنم
آخر دنيا که اين جا نيست پس
روزی آخر دل به دريا مي زنم
قايقی می خواهم از تصميم و درد
تا که با آن موج ها را بشکنم
عاقبت بايد که هر بن بست را
با دو دست خويش تنها بشکنم
در سرم شوري است پس با قايقم
موج ها را زير پا خواهم گذاشت
هر که را موج مي ترسد و آب
روی سنگ و ماسه ها جا خواهم گذاشت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:21  توسط مهدی و م ....  | 

هر کس به ما..........

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:18  توسط مهدی و م ....  | 

بوسه ی عشق

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم بهمن 1384ساعت 12:17  توسط مهدی و م ....  | 

حنظله

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 14:45  توسط مهدی و م ....  | 

من / عشق

من / عشق

پاك                  يعني

سرزمين                      لحظه

يعني                                 بيداد

عشق                                     من

باختن                                                            عشق

جان                                                                          يعني

زندگي                                                                               ليلي و

قمار                                                                                  مجنون

در                           عشق يعني ...         شدن

ساختن                                                                                   عشق

دل                                                                                       يعني

كلبه                                                                           وامق و

يعني                                                                      عذرا

عشق                                                              شدن

من                                     عشق

فرداي                                يعني

كودك                          مسجد

يعني               الاقصي

عشق /  من

 

عشق                                       آميختن                                           افروختن

يعني                              به هم        عشق                             سوختن

چشمهاي                      يكجا                    يعني                        كردن

پر ز                 و غم                            دردهاي             گريه

خون/ درد                                                    بيشمار

 

عشق                                     من

يعني                             الاسرار

كلبه                    مخزن

اسرار     يعني      

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 14:44  توسط مهدی و م ....  | 

دوست من

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:1  توسط مهدی و م ....  | 

اهای خوشکل عاشق

 

اهای خوشکل عاشق
اهای عمر دقایق
اهای وسله به موهای تو سنجاق شقایق
اهای ای گل شب بو اهای گل هیاهو
اهای تنه زده چشم تو به چشمای اهو
دلم لاله عاشق اهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم را تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عشق چرا برات زیادم
اهای صدای گیتار اهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدا نگهدار
دلت یاس پر احساس ای مریم نازم
تا اون روزی که نبزم بزنه ترانه سازم برات ترانه سازم تو اهنگی و سازم
بیا برات می خوام از این صدا قفس بسازم
اهای خوشکل عاشق
اهای عمر دقایق
اهای وسله به موهای تو سنجاق شقایق
اهای ای گل شب بو اهای گل هیاهو
اهای تنه زده چشم تو به چشمای اهو
دلم لاله عاشق اهای بنفشه تر
نکن غنچه نشکفته قلبم را تو پرپر
من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
بگو با من عشق چرا برات زیادم
اهای صدای گیتار اهای قلب رو دیوار
اگه دست توی دستام نذاری خدا نگهدار

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 13:58  توسط مهدی و م ....  | 

عشق یعنی با تو بودن

                     

            عشق یعنی با تو بودن           

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 13:56  توسط مهدی و م ....  | 

عشق یعنی با تو بودن

                     

            عشق یعنی با تو بودن           

                

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 13:56  توسط مهدی و م ....  | 

آمدم، آمدم تا حرفهایی را که باید پیشتر از اینها میزدم بزنم،


آمدم، آمدم تا حرفهایی را که باید پیشتر از اینها میزدم بزنم، آمدم تا از زیر بار شرمنده شدنهای دوستی به نام نسیم که اسمش مثل خودش زیباست بیرون بیام...
آمدم تا در کنارش که باعث افتخاریست حرفهایی از دلم را بزنم و گفتاری را آغاز کنم تا این افتخار را به هر طرف جار زنم... آری افتخاری که برایم عزیز است و چه افتخاری زیباتر از این که در کنار دوستی همانند نسیم بودن، نوشتن و گذراندن.
علت سکوت تا به امروز من این بود که نمیدانستم از چه چیز و کجا شروع کنم، یا بهتره بگم نمیدونستم چه چیز بر سطح این صفحات دیجیتالی بیان کنم تا از خجالت این دوست عزیز دربیام. جالب اینجاست که الان هم نمیدونم چی بنویسم ولی خوشحالم از اینکه بالاخره تصمیم خودم رو گرفتم و خوب یا بد هر چه بود نوشتم.
خوب به دور از این مطالب، من حمزه بیاتی هستم و تا چند ماه پیش در سیستم بلوگفا بلاگ وبلاگی تحت عنوان عاشقی داشتم که در اون حرفهایی از دلم و خاطراتی از عشقی که دچارش هستم مینوشتم.
من برای اینکه با اولین پستم باعث بهم ریختگی در موضوع اصلی این وبلاگ شدم هم از نسیم و هم از دوستانم که تقریبا با بعضی ها آشنا هستم پوزش میخوام و از این روز به بعد من هم همانند وبلاگ خودم شعر و در بعضی اوقات از دلتنگیهایم نسبت به عشقی که میدانم دگر برایم قابل بازگشت نیست مینویسم تا سنگینی حرفهای دلم را کمی کم کنم.
دوستدار یکایک شما و آرزومند آرزوهایتان حمزه
 
عشق يعني سكوت لبهايم
              

سلام بهونه قشنگم ....tala banooسلام بهونه قشنگم ....tala banoo

 

        
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 13:50  توسط مهدی و م ....  | 

رویاهای خیال انگیزم

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

                                                                                 

رویاهای خیال انگیزم را در پس کوچه های تاریک ومه الود اعماق قلبم اغازمیکنم قلبم را صدا زد م و اوبا تمام وجودش به من جواب داد وحالا میخواهم به تمام نوجوانها یی که در اعماق رویاهای قلبشان زندگی را با تمام شیرینیهایش به رنگ ابی حس میکنند سلام کنم.

 و برای نرمی و لطا فت زندگی، برای دلسو زی و مهربا نیها، برای گل بودن  انسانها و برای یکتا بود ن پرورد گا ر دوست بدارم وبا شور زندگی بنویسم و به همه بگویم که درسایه توجهات خداوند- زندگی زیباست.

Upgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon iconsUpgrade your email with 1000's of emoticon icons

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 13:44  توسط مهدی و م ....  | 

شعر سبز

سلام بهونه قشنگم.....tala banoo


 بهونه قشنگم .چرا . من به دستهای سبز تو نمیرسم. چرا من به چشمهایت

که رسم صادقانه ای را روایت میکنند نمیرسم؟ من از درخت خشک حیاطمان

که دلبستگی به بهار ندارد . و آسمانهایی که بی ستاره میخوابند در شب .بیزارم

زیارت دفتر چه هایم بی معناست . وقتی کسی به پا بوس شعر های دلشکسته من

نمی یاید. بهانه قشنگم مرا از اینجا ببر . وقتی آدمها . آهن پاره های قراضه ای

بیش نیستن . وقتی که دلتنگی به اوج میرسد .عزیزم بهونه قشنگم چقدر صدات

بزنم ..دستهایت را سایه بانم کن (من به جنگل سوخته خاطراتم سوگند میخورم

درخت یادت را باغبان خواهم بود ) طلا بانو

 salam   bahone  ghashankam   tala  banoo

بهونه قشنگم :وضع امسال مرا خوب بهم ریخته ای

_ جان تو _ حال مرا خوب بهم ریخته ای

بهونه قشنگم: بی تو با خلوت خود ساخته بودم حتی

خلوت کال مرا خوب بهم ریخته ای

من و درگیر سکون اوجی تا هیچ

بهونه قشنگم : جرات بال مرا خوب بهم ریخته ای

به سرم زد که تفال بزنم با چشمت

راستی : فال مرا خوب بهم ریخته ای

بعد عمری غزل بی سرو سامان گفتن

بهونه قشنگم : غزل کال مرا خوب بهم ریخته ای.،.

 

سلام بهونه قشنگم، صدای منو میشنوی اره از قرنها انتظار آمده ام

 

سلام بهونه قشنگم.. طلا بانو

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 13:40  توسط مهدی و م ....  | 

قلب من

خسته ام از اینهمه بی کسی و در به دری
آخه تنهام می دونی تو زندگیه سر سری
بی تو بودن، این یه درد،ه که همیشه باهامه
مثل معتادای عاشق میزنم به هر دری

***

یادته گفتم بهت چشات برام زندگین؟؟
حالا اون چشمای نازت اسیره بی رنگین
دیگه من بدون چشمات چجوری زنده باشم
آخه بسه تنهایی،من، نمی خوام تنها باشم

***

و مرا عشق به جایی بردست
که بجز دوست همه کس مردست
و مرا عشق بجایی راند
که همان دوست مرا می راند

***

هرچه کردم یاد تو از یاده من بیرون نرفت
عشق شیرین از سر فرهاد هم بیرون نرفت
گفتم ای دل، برو و کاری بکن بهر خدا
دیدمش دل مرده و روح از بدن بیرون نرفت

***


کاش میشد بازم دوسم داشته باشی
اسممو تو گلدونا کاشته باشی
کاش میشد بازم بگی دوسم داری
کاش میشد همیشه مال من باشی

***

بوی تو باز تو دماغم پیچیده
عطر گل باز توی باغم پیچیده
می دونی بوی تو مثل بوی خوب شکلات
توی ذهنم توی جونم روی لبهام پیچیده

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 13:48  توسط مهدی و م ....  | 

وقت است که سوی بی نشان باز آیی ( بهونه قشنگم )

بهونه قشنگم : پرسید ،یار من : دلت جا دارد؟

به او گفتم ، بهونه قشنگم : در بر تو ( ماورا ) دارد

بهونه قشنگم : من نیستم و دلی ندارم لیکن

گر آینه ات شوم تماشا دارد.

ای قبله دل : (بهونه قشنگم ) کعبه چه می آرایی ؟

جان من خاک رهت (بهونه قشنگم ) راه چه می پیمایی ؟

ای سر ز غم روی تو سودایی مرگ

وقت است که سوی بی نشان باز آیی ( بهونه قشنگم )

سلام بهونه قشنگم ....tala banoo

با درود فراوان  از تمام عزیزان درخواست میکنم شعر و مطالب که در مورد

 بهونه قشنگم

نوشتم را به وبلاکهای  دیگر انتقال ند هند این بهونه قشنگ فقط مال طلا بانوست

سلام بهونه قشنگم

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 13:44  توسط مهدی و م ....  | 

گل رز

 

سلام بهونه قشنگم

در مورد متن زیرین با عنوان ( میستایمت میستایمت)

بله : آنچه گفتم نظر خودم است : شاید درست باشد یا بعکس ، اصراری برای

پذیرفتن آن از طرف خوانندگان ندارم ،فقط همانقدر که طرفداران من مرا مورد ...

لطف قرار می دهند سپاسگزارم : صاحبنظران بر من خرده میگیرند که چرا مو کدا

یاد آوری نمیکنم که این آثار ( مخدوش ) است و به هیچ وجه نباید به آن استناد ..

جست؟ حال آنکه من بارها این نکته را در نوشته هایم یاد آور شدم و امید وارم ..

اکنون با چند جمله کوتاه شما را به حقایق نزدیک کنم : دوستی از متنی که از .......

خطبه البیان ،،، نوشتم را رد کردن و بسیار از من خرده گرفتن خطاب به شما باید .

عرض کنم ، چرا توجه نمیکنید و صرفا فقط میخوانید و بدون اینکه ببینید من چی ..

نوشتم یا خود (علی ص) چی گفته قضاوت نا حق میکنید متن شعر از خطبه البیان....

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 13:40  توسط مهدی و م ....  | 

پروانه

 

از همه اینها گذشته / ای پر فروغ زندگیم / بهونه قشنگم / امشب که غم نبودنت در

بر چشمهایم مهمان شده ،اشکهای دریایم از جنس سرد انتظار به استقبال این غم

درد ناک رفته اند . امشب که با تمام وجود دوستی را میجویم ، نیستی تا دست هایت

را بگیرم و بگویم اشک هایم فقط در تبعید انتظار تو دریا شده اند و چشم هایم حریم

خود را برای دیدار دیگری نگشوده اند .نمیدانم چرا بودن در کنارت چیزیست مثل

فریادی شکسته . پس بیا و باور کن انتظار برایم آهنگ مرگ است .

 

 

سلام بهونه قشنگم ، سلام رویای طلائی من ،سلام سهم دل من ،سلام موعود من

                    سلام اسطوره ء من ، سلام بهونه زندگی من............

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 13:39  توسط مهدی و م ....  | 

صلیب

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم بهمن 1384ساعت 13:36  توسط مهدی و م ....  | 

شهید زنده یاد سردار بی کفن عاشق و دوستدار مردم سردار حنظله

                   ** بازگشت همه به سوی اوست** 

                                      

نام:شهید حنظله

نام خانوادگی: زیر آبزن

ولادت:۳۵شهریور ۱۳سنگ کپل

محل تولد :کوچه علی چپ   

  محل شهادت:کندبن      

تاریخ شهادت :۳۶ شهریور ۱۳ سنگ کپل                                                                                     

شهید زنده یاد سردار بی کفن عاشق و دوستدار مردم سردار حنظله

                             روحش شاد ویادش گرامی  

به مناسبت ۲۵ سالگرد عروج ملکوتی سردار رشید اسلام وپیرو امام  شهید بزرگوار حنظله... مجلس ختمی به همین مناسبت در ساعت ۳۰/۱۰در مسجد جامع النبی برگذار می شود

امید است که  حضور گرم وپر شور شما عزیزان تسلی بخش روح آن مرحوم باشد.

+ نوشته شده در  شنبه دهم دی 1384ساعت 15:55  توسط مهدی و م ....  | 

دل من

 

دوست داري بداني وقتي به تو مي انديشم، چه در ذهنم مي گذرد؟

در انتظار تو هستم، قلب من تو را فرياد مي كند، گفته بودم كه چشمهايم براي تو...،

روز تولد عشق، عزيز دل، عطر خوش عاشقي را به تو هديه مي كنم.

تو الفباي عشق مني،  با من قدم به باغ عاشقي بگذار.

ديگران نخوانند، ندانند، بي خبر باشند از حرفهايي براي گفتن*

به من گفتي : تو!حس نوشتن درونم بيداد مي کند، حيف که نمي دانم چه بنويسم. برايم نوشته بودي دوستم داري، مي داني که دوستت دارم. مي داني، مي داني، مي داني. همين برايم کافي است عزيز دل. همين که دوستم داري. اينجا فقط براي توست. فقط براي تو مي گويم که: دوستت دارم، مي دانم که دوستم داري!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 13:22  توسط مهدی و م ....  | 

تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،

 

تپشهای قلبم را به باور خاطره هايم پيوند می زنم ،
و سرزمينی را که همزاد با خاک است و کهن تر از تاريخ ، برای نوباوگان خاک و تازه به دوران رسيدگان تاريخ زمزمه می کنم .
زمزمه می کنم که :
من از نسل شب شکنان روزگارم ،
من از نسل نورآفرينان پاک ،
از سلاله پاک آريائيان بردبارم ،
منم ميراث هزار ساله زمين ،
همان ازشرق تا غرب گسترده آغوش ،
همان پيام آور مهر و دوستی ،
همان گرفته در فش آشتی بر دوش
نه خود ستيزم ، نه ديگر ستيز
مرا و يادگاران مرا به نيکی يادآر
که يادگار يادگاران من ، همه شادی است و شادمانی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 13:19  توسط مهدی و م ....  | 

والی

تو بزرگ ترين سوالی كه تا امروز بي جوابه
نه تو بيداری نه تو خواب نه تو قصه و كتابه
برای دونستن تو همه ي دنيا رو گشتم
از ميون آتش و باد خشكی و دريا گذشتم
تو رو پرسيدم و خواستم از همه عالم و آدم
بي جواب اومدم اما حالا از خودت مي پرسم
تو رو بايد از كدوم شب از كدوم ستاره پرسيد
از كدوم فال و كدوم شعر پرسيد و دوباره پرسيد
تو رو بايد از كدوم گل از كدوم گلخونه بوييد
تو رو بايد با كدوم اسب از كدوم قبيله دزديد
غايب هميشه حاضر تو رو بايد از چي پرسيد
از ته دره ي ظلمت يا نوك قله ي خورشيد
اون ور اينجا و اونجا اون ور امروز و فردا
عمق روح آبي آب ته ذهن سبز صحرا
مثل زندگي مثل عشق تو هميشه جاري هستي
تو صراحت طلوع و نفس هر بيداري هستي
مثل خورشيد مثل دريا روشني و با صراحت
تو صميميت آبي واسه شستن جراحت
غايب هميشه حاضر تو رو بايد از چي پرسيد
از ته دره ي ظلمت يا نوك قله ي خورشيد
تو رو از صداي قلبم لحظه به لحظه شنيدم
تو رو حس كردم تو قلبم من تو رو نفس كشيدم
مثل حس كردن گرما يا حضور يك صدايي
به تو اما نرسيدم ندونستم تو كجايي
تو رو بايد از كي پرسيد تو رو بايد با چی سنجيد
تو رو حس مي كنم اما كاشكی چشمام تو رو می ديد
غايب هميشه حاضر تو رو بايد از چی پرسيد
از ته درهء ظلمت يا نوك قلهء خورشيد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 13:17  توسط مهدی و م ....  | 

سلام عزیزم عزیزم سلام

        

تن تو ظهر تابسون بیادم می یاره   رنگ چشمای تو بارون به یادم می یاره

وقتی نیستی زندگی فرقی واسه زند موندن نداره

قهر تو تلخی زندون و بیادم میاره

من نیازم تو رو هر روز دیدن

از لبت دوست دارم شنیدن

تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون میزنه

تو همون خونی که هر لحظه تو رگ های من

تو مثه خواب گل سرخی لطیفی مثه خواب

من همونم که اگه بی تو باشم جون می کنه

من نیازم تو رو هر روز دیدن

یه روز به هم می رسم این خط و این نشونه

از لبت دوست دارم شنیدن

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 12:51  توسط مهدی و م ....  | 

در باران اشکهایم قرار بود بیایید

  در باران اشکهایم قرار بود بیایید

          و من با باران اشکهایم به استقبالش رفتم

                           ولی افسوس که او با خود چتر آورده بود.    <<مهدی>>

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 12:11  توسط مهدی و م ....  | 

برای عذر خواهی از بهار جون

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 12:47  توسط مهدی و م ....  | 

ناراحت

... عشق را در زلالی آبی دریا دریاب ...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 12:30  توسط مهدی و م ....  | 

با هر غزل چشمت من قافیه می بازم

سارا.........     سارا
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 12:1  توسط مهدی و م ....  | 

می سوزم و می سوزم با زخم تو می سازم

 

می سوزم و می سوزم با زخم تو می سازم
با هر غزل چشمت من قافیه می بازم
پیش از تو فقط شعرم معراج غرورم بود
ای از همه بالاتر اینک به تو می نازم
این سفره ی خالی را تو نان غزل دادی
ای پر برکت گندم من از تو می آغازم
من اهل زمین بودم فواره نشین بودی
با دست تو پیدا شد بال همه پروازم
از شینم هر لاله اسب و کوزه پر کردم
با عشق تو رادیدم تا اوج تو می تازم
هیهای مرا بشنو اسب و من دل خسته
من چاوش بی خویشم با هق هق آوازم
راه سفر عاشق از گردنه بنداز پر
نا مردم اگر با خون این باج نپردازم




 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 11:58  توسط مهدی و م ....  | 

salam

 


      محاكمه عشق...

      جلسه محاكمه عشق بود

      و قاضي عقل ،

      و عشق محكوم به تبعيد به دورترين نقطه مغز شده بود

      يعني فراموشي ،

      قلب تقاضاي عفو عشق را داشت

      ولي همه اعضا با او مخالف بودند

      قلب شروع كرد به طرفداري از عشق

      آهاي چشم مگر تو نبودي كه هر روز آرزوي ديدن اونو داشتي

      اي گوش مگر تو نبودي كه در آرزوي شنيدن صدايش بودي

      و شما پاها كه هميشه آماده رفتن به سويش بوديد

      حالا چرا اينچنين با او مخالفيد؟

      همه اعضا روي برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترك كردند

      تنها عقل و قلب در جلسه مادند

      عقل گفت :ديدي قلب همه از عشق بيزارند !

      ولي من متحيرم كه با وجودي كه عشق بيشتر از همه تو را آزرده

      چرا هنوز از او حمايت ميكني !؟

      قلب ناليد:كه من بدون وجود عشق ديگر نخواهم بود

      و تنها تكه گوشتي هستم كه هر ثانيه كار ثانيه قبل را تكرار ميكند

      و فقط با عشق ميتوانم يك قلب واقعي باشم .

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آذر 1384ساعت 11:25  توسط مهدی و م ....  | 

اون روزا كه تنها بودي

 

ای خدا

اون روزا كه تنها بودي                                                                                                       
گمشده ي دريا بودي                                                                                  
  قايق تو شكسته بود                                                                     
تنت نحيف و خسته بود                                                 
فانوس درياييت شدم                                    
عشق اهوراييت شدم            
  گذشتم از هر هوسي
                                تا تو به مقصد برسي
اما به جاش تو بد شدي
از من و عشقم رد شدي

     به من يه پشت پا زدي    
تهمت ناروا زدي  
                                          اون روزا كه تو جنگل ها      
                                ترسيده بودي بي صدا                                
                                    بين درخت هاي بزرگ                                                            
                              ميون گله گله گرگ                                                                                  
               گذشتم از جون خودم                                                                                                  

طعمه ي دشمنات شدم                                                                                                    
با تيكه پاره هاي من                                                            
روزاي تو ساخته شدن                                       
اما به جاش تو بد شدي
از من و عشقم رد شدي
به من يه پشت پا زدي
تهمت ناروا زدي
 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 13:43  توسط مهدی و م ....  | 

امان از این روزگار

دوستت دارم عزیزم 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1384ساعت 13:41  توسط مهدی و م ....  | 

چقدر يک نفر ميتواند از نبودنش شاد باشد؟؟؟

ميگويمت دوستت دارم ، ميگوئی من هم!

ميگويمت ميخواهمت ، ميگوئی من هم!

نگاهت که ميکنم خالی ميشوم از دنيا...از خودم!

زمان گم ميشود در من...در ما...من هم!

لبهايت را که دارم چيزی نميخواهم

از خدا...چرا!  راستی...خدايا چرا زمان هيچگاه نمی ايستد؟

روبرويم که نشستی ميبينمت اما نيستتم...ميشنومت اما نيستم...هستم اما نيستم!

چقدر يک نفر ميتواند از نبودنش شاد باشد؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 13:7  توسط مهدی و م ....  | 

دادا

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آبان 1384ساعت 13:5  توسط مهدی و م ....  | 

خانه تنهایی

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آبان 1384ساعت 13:25  توسط مهدی و م ....  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 14:23  توسط مهدی و م ....  | 

دعل

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 14:22  توسط مهدی و م ....  | 

چشم

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آبان 1384ساعت 14:21  توسط مهدی و م ....  | 

حنظله عشقی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 16:14  توسط مهدی و م ....  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 12:2  توسط مهدی و م ....  | 

ماه

عشق سردي بودي كه به غلط

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 11:53  توسط مهدی و م ....  | 

گل

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آبان 1384ساعت 11:38  توسط مهدی و م ....  | 

مطالب قدیمی‌تر